
آدم باید آزاده باشد . مثل حسین درخشان که دقیقا از لحظه ای که آفیسر مرزبانی ایالات متحده به دلیل دروغ گفتنش مبنی بر اعلام دروغین محل اقامتش و عنوان کردن نیویورک به عنوان محل اقامت در حالی که نه تابعیت نه ویزای کار و نه .... داشت برای اقامت در نیویورک در وبلاگ و رسانه های اجتماعی اجازه ورود به آمریکا را به او نداد و آرام آرام روند آزاده شدنش شروع شد. و به انقلاب اسلامی هم گرایش پیدا کرد و به قول خودش! البته جان عمه محترمش! 8 ماه انفرادی و 6 سال زندان کشید که ثابت کند دوست اسن ته دشمن! من 3 تن از بهترین اعضای خانواده ام در جنگ شهید شدند. انتقاد بکنیم یا تعریف یا ...
ادامه مطلب
یادش بخیر یه زمانی این دخترایی که مرفتن مسجد پسر میدیدن سرشونو مینداختن پایین رد میشد میرفتن . الان داشتم پست یه دختره میدیدم ماشالا حاج خانومی بود واسه خودش اولش کلی از حضرت سلطان و امام رضا و آقا و اینا گفته بود بعد یه پست اون پایین عکس یکی از این پسرای شلوار پاچه تنگو گذاشته زیرشم نوشته یه جوریه ایشون آدم دلش همش یه جوری میشه پسره دقیقا از همین مدلا بود که توی مسکو هرروز رویت میشن.+یادش بخیر یه زمانی دختر چادریا "حشری" نبودنا! ++ نامبرده همین الان اضافه کرد: پیرهن صورتی دل منو بردی :)...
ادامه مطلب
99% مشکل جامعه ایران روشنفکر نمایهای مجازی هستند یعنی همین متمدن های دنیای مجازی و همان دروغگو ها و ریاکاران و نان به نرخ روزخورها و تا کمر خم شو های دنیای واقعی. من سوالم این است که اگر ایران این همه آدم متمدن و روشنفکر دراد پس ساکنان این "طویله" معاصر چه کسانی هستند؟ یک مشت ادم مزخرف گوی تنبل که تنها هنرشان لویاتان خواندن و چهار خط مقاله نوشتن و اراجیف سر هم کردن است. کاش بگویی دو خط هاریسون بخوانید یا مثلا یک مدار را طراحی بکنید! اگر هنگ نکردند!!!تنها هنرشان هم کیبورد فرسایی در توییتر و ... است همین!...
ادامه مطلب
توی دانشگاه شیکاگو زیست شناسی میخواند. رها کرده بود امده بود دانشگاه ما پزشکی بخواند. اهل کشور فنلاند بود اقامت امریکا را هم داشت. میتوانست ساینتیست بشود! و استاد دانشگاه و روی سلولهای فلان بهمان کار کند . ولی دختر واقع بینی است. نگاهش به زندگی درست است. دید شیکاگو بودن به قیمت اینکه پزشک نشود ارزشش را ندارد بهتراست دوری و دیری و سختی را تحمل کند و به عنوان پزشک در جامعه امریکا زندگی کند نه به عنوان زیست شناس یا ساینتیست یا هرچه! + قابل توجه متوهمان عزیزی که فکر میکنند در امریکا به محض اینکه یک مدرک زپرتی گرفتی حلوا حلوایت میکنند و شاهین اقبال است که بر...
ادامه مطلب
داریوش مهرجویی یک جایی توی مصاحبه گفت "هامون زده" شده ام . اینقدر هی نگویید هامون هامون. حکایت من با این ویدئویی که شیر کردم هم همین است. دیگر حالم به هم میخورد از اینکه هی اکانتم نوتیفیکیشن بیادی بالا که باز برده اند شرش کرده اند. البته همه اینها از شهوت زیادی است. اینها دو تا دختر روس دیدند دارند فارسی شعر میخوانند مثل تمام چیزهای دیگر این هم حشریشان میکند. به همین سوی چراغ! ...
ادامه مطلب
مدل برخی کلاسها در دانشکده های مختلف به صورت پلکانی است طبقات بالا تر از همدیگر قرار می گیرند. طبقه بالای بالا مینشست. کلاه سیو شرتش هم مدام روی سرش بود. یکی از دانشجو های ساکت و آرام . با چهره ای که به دختر های 12 ساله میخورد تا 22-3 ساله. کاری به کار کسی نداشت فقط میخواست با هم دوست باشند . استاد سر کلاس آمد : متاسفانه من امروز باید خبر بدی رو به شما بدم. یکی از همکلاسهای شما به اسم مارینا هفته قبل خود کشی کرده" . مارینا کاری به کار کسی نداشت فقط میخواست دوست باشند.........
ادامه مطلب
داد میزد. نعره میکشید. همه وجودم تویی. همه کسم تویی. بی تو میمیرم آقا.توی سر و صورتش میزد. خودش را زخمی میکرد. بچه های کم سن و سال که تازه موهای صورتشان به نرمی رشد کرده بود با شال سیاه که دو دور خورده بود به دور گردن یا پیراهن های یقه آخوندی که نماد مذهبی شدن بود دور و برش را گرفته بودند. وقتی هم که نماز میخواند گردنش را به سمتی کج میکرد حالا چپ یا راستش فرق نمیکرد مهم خشوع بود که باید در برابر پروردگار نشان داده شود . صاد صراط را میکشید حالت غمگینی در نماز به خودش میگیرفت که هر انسانی به ان حال غبطه میخورد. خیلی از بچه ها حتی نماز را بهش اقتدا میکردند. حاجی خ...
ادامه مطلب
ساعت 12 شب بود. صدای زنگ موبایل. میخواست همدیگر را ببینیم. توی پارک در سکوت شب دیدمش. ناراحت بود چیزی نگفتم تا خودش شروع کند به حرف زدن. گفت خودش به من جراتش را داد. خودش کمکم کرد. خودش یادم داد. آخر سر خودش هم زد همه چیز را شکست. گفتم نباید غرورت را میشکستی .....آدمها را هرگز از روی حرفهای پر ادعایشان سنجش نکن. هرگز به ویترینشان دقت نکن. گفت از اولش هم حق با تو بود.آهنگ درخت ابی را پلی میکرد ......و میخواند آخرین ضربه رو محکم تر بزن...... +میشود با یکی چای بخوری با یکی سفر بروی با یکی عکس بگیری راه بروی . اما فقط یکیست که برایش چایی میریزی با او حرف میزنی راه میروی ...
ادامه مطلب