ماه سپتامبر بود. دقیقا بیست ام سپتامبر 2015.
بعد از سه هفته غیبت تازه برگشته بودم. البته دو روز بود که کلینیک میرفتم. به صورت کاملا اتفاقی یا شاید هم تنظیم شده! سلامی از سر تفرعن کردیم. سردی رفتار توجه آکسانا را هم به خودش جلب کرده بود. روپوش ماکسیمش را پوشید و رفت به کارهایش برسد . دوست داشتم نگاه مستقیم توی چشم هم داشته باشیم تا بدانم و بداند نگاه مستقیم خیلی چیزها را که نمیشود به زبان اورد نشان میدهد. اما پیدا بود نه من و نه او طالقتش را نداشتیم شاید از ترس! که باورهایمان درست نباشد! خسته بودم بالای پشت بام رفتم تا از خنکای هوا لذت ببرم و شاید برگی .....
روی صندلی بزرگی که خودم با کمک یکی از نظافتچی ها برای خودم بالا برده بودم و جلوی محوطه تراس وسیع و قدیمی پشت بام تعبیه شده بود نشستم. صدای باز شدن درب هم نوا با سوز سرمای دلچسب حالت شبه خلسه ام را بهم زده بود. بدون اینکه حرفی رد و بدل شود رفت لبه تراس ایستاد باد موهای طلایی رنگش را در هوا میرقصاند دستهایش را مثل دختر بچه های مظلوم ساکت گره زده بود داخل هم پشت سرش رفتم و بدن لاغرش را توی آغوش گرفتم . زیر گردنش تا کناره های گوشش را بوسیدم . برگشت روبرویم چشم در چشم نگاه کرد. لبهای قرمزش را روی لبهایم گذاشت . گرمترین آغوش برایش در این شهر من بودم و گرم ترین آغوش برایم در این شهر.
+ همان منظره بر همان پشت بام
برچسب: the kind of september,remember the kind of september,try to remember the kind of september,try to remember the kind of september lyrics,try to remember the kind of september youtube,try to remember the kind of september song,try to remember the kind of september chords,try to remember the kind of september sheet music,try to remember the kind of september wiki,time to remember the kind of september,
نویسنده: پارسا صادقی
تاريخ: سه
شنبه
20 مهر
1395 ساعت: 11:18