بیا از قبل تر ها حرف بزنیم

متن مرتبط با «وقت خواب است و» در سایت بیا از قبل تر ها حرف بزنیم نوشته شده است

لعنت به تمام یهویی های بی علت

  • نیلوبلاگ

    خسته ام. از جبر زندگی. از ناگهانی هایی که یکباره اتفاق می افتند. از ارست از اکسپایر شدن امشب. دختر بود . 22 سالش بود. لاغر و نحیف . مادر سالخورده اش کشان کشان از در اورزانس با کم راننده تاکسی روی تخت گذاشته بودندش. ارست ناگهانی بدون علت مشخص. 45 دقیقه بعد...... اکسپایر شد.بدترین اورژانس عمرم. چشماهای معصومش... #تف به این همه یهویی نا عادلانه. #چرا؟ #چرا؟ #چرا؟ #چرا؟...

    ادامه مطلب
  • نازم به حسن دوست که تیر میزند هر دم

  • نیلوبلاگ

    #مردیت گری...

    ادامه مطلب
  • توئیتر یک نمود فرهنگی

  • نیلوبلاگ

    نظر شما در باره اینکه کمتر فرهنگ خانوادگی والا و شخصیت ارزنده خودتان و محیطی که در اون پرورش یافتید را در توئیتر با توئیت های حاوی کلمات روزمره زندگی شخصیتان که لابد در خانواده با همان کلمات گفتمان میکنید و با دوستان و ..... به نمایش بگذارید مثبت است یا منفی؟ من کلا ایرانی غیر از چند نفر آدم درست حسابی که با شخصیت هم هستند فالو نمیکنم. کاری هم ندارم با فضای ایرانی . از توئیتر و فیسبوک هم به جای استفاده های روزمره اینکه الان آبگوشت خوردم یا دوست پسر/دخترم طعم سیگار میداد لبش و .... استفاده متناسب با برنامه آینده ام میکنم . نتورک میسازم از پزشکان و ...ای که میت...

    ادامه مطلب
  • پارادوکس اضافی

  • نیلوبلاگ

    چند میلیمتر چانه واقعا چند صد درصد به جذابیت مردها اضافه میکند. همان طور که چند گرم چربی اضافه از جذابیت زنها خیلی میکاهد. ...

    ادامه مطلب
  • جامعه طاعون زده

  • نیلوبلاگ

    یک تحقیقی انجام میدادیم مشترکا با یکی از دوستان که میان رشته ای هم بود یکی از هدلاین های تخقیق در باب بررسی سلیقه و طبع کاربران فضای مجازی فارسی با فوکوس بر توئیتر و فسبوک بود البته فیسبوک زمانی که فعال تر بودند الان که اکثریت به اینستا گرام مهاجرت کرده اند. لب مطلب به این رسید با در نظر گرفتن تعداد فالوئر ها و توئیت ها و جنس توئیت ها همچنین جنسیت لایک کننده ها و فالوئینگ ها که با یک اجتماع کاملا بیمار روبرو هستیم . بعضی فاکتورهایش را مختصرا عنوان میکنم. اولا عمده افراد فعال در فضای مجازی از نظر شغلی افراد موفقی نیستند و اساسا از نظر نقش آفرینی اجتماعی ...

    ادامه مطلب
  • طهرونیِ دور از طهرون

  • نیلوبلاگ

    من دیده بودم در ایران با همه چیز یک طوری "ادا" در بیاورند و یک جوری به کلاس یا کلمات چندش آور فرهنگ معاصر ایرانی ربطش بدهند ندیده بودم با زاده تهران بودن هم کلاس بگذارند و این که الان تهران زندگی نمیکنند را مایه ننگ خود دانسته و یاد اور شوند"به خدا منم طهرونیم" ولی "طهرون" نیستم . باز هم قبول نمیکنید فرهنگ این جامعه توسط همین افراد به قهقرا برده شده و همیشه همه چیز تقصیر آخوند ها نیست؟! ...

    ادامه مطلب
  • مردم کتاب خوان دنیا

  • نیلوبلاگ

    یک دید کلی در ایران وجود دارد مبنی بر اینکه ایرانی ها کتاب نخوان و مردم بقیه دنیا کتاب خوان هستند! و ما مشکلاتی که در جامعه داریم برای کتاب نخوانی است. اما واقعیت مسئله چیست؟ من کشورهای مختلفی بوده ام به دلایل مختلف و با جوامع مختلفی سر و کار داشته ام آدم کتابخوان هم زیاد دیده ام چه در مترو چه ایستگاه اتوبوس چه داخل هواپیما . برخی اوقات برایم جالب بود که این آدمها "چه میخوانند"؟ به جرات میتوانم بگویم 95% موارد"چرت و پرت"! اکثر موارد مطالعاتی یا رمان بود یا کتابهای عامه پسند معمولی و مثلا در این مدت 5% هم ندیده ام ! اگر نگویم 2% حتی! که خلاصه نویسی های بافت سنا...

    ادامه مطلب
  • هاروراد مک دونالد

  • نیلوبلاگ

    هرچقدر رضا امیر خانی و بیوتنش دوست داشتنی هستند همانقدر سید مجید حسینی و هاروارد مک دونالدش دوست نداشتنی هستند. هرچقدر توصیفات امیر خانی مبتنی بر فهم محیطی صحیح است و میشود به انها اعتنا کرد و حداقل چند نفر آدم درست حسابی تاییدش میکنند به همان میزان توصیفات و اشارات حسینی توی ذوق زننده و بی منطق هستند. من در عجبم که فردی با چنین بینش سطحی و عامیانه ای چطور در دانشگاه تهران تدریس هم میکند؟ امیر خانی را میشود دوست داشت و حسینی را نمیشود.... در جایی از کتاب هاروارد مک دونالد میگوید : هارلم انچنان هم جای بدی نیست ان طور که میگفتند! اصلا ساکنان هارلم خی...

    ادامه مطلب
  • روشنفکری در ایران

  • نیلوبلاگ

    99% مشکل جامعه ایران روشنفکر نمایهای مجازی هستند یعنی همین متمدن های دنیای مجازی و همان دروغگو ها و ریاکاران و نان به نرخ روزخورها و تا کمر خم شو های دنیای واقعی. من سوالم این است که اگر ایران این همه آدم متمدن و روشنفکر دراد پس ساکنان این "طویله" معاصر چه کسانی هستند؟ یک مشت ادم مزخرف گوی تنبل که تنها هنرشان لویاتان خواندن و چهار خط مقاله نوشتن و اراجیف سر هم کردن است. کاش بگویی دو خط هاریسون بخوانید یا مثلا یک مدار را طراحی بکنید! اگر هنگ نکردند!!!تنها هنرشان هم کیبورد فرسایی در توییتر و ... است همین!...

    ادامه مطلب
  • قبله حاجات منی لاس وگاس

  • نیلوبلاگ

    توی دانشگاه شیکاگو زیست شناسی میخواند. رها کرده بود امده بود دانشگاه ما پزشکی بخواند. اهل کشور فنلاند بود اقامت امریکا را هم داشت. میتوانست ساینتیست بشود! و استاد دانشگاه و روی سلولهای فلان بهمان کار کند . ولی دختر واقع بینی است. نگاهش به زندگی درست است. دید شیکاگو بودن به قیمت اینکه پزشک نشود ارزشش را ندارد بهتراست دوری و دیری و سختی را تحمل کند و به عنوان پزشک در جامعه امریکا زندگی کند نه به عنوان زیست شناس یا ساینتیست یا هرچه! + قابل توجه متوهمان عزیزی که فکر میکنند در امریکا به محض اینکه یک مدرک زپرتی گرفتی حلوا حلوایت میکنند و شاهین اقبال است که بر...

    ادامه مطلب
  • توئیتر را هم به گند بکشید!

  • نیلوبلاگ

    دلمان خوش بود به توئیتر بعد از در اوردن عن اینستا گرام به توئیتر هم رحم نمیکنید؟ از شما که حاج خانومی بعیده والا! عکس پا میذاری فوت فتیش های عزیز بیان لایکت کنن؟ عکس با چادر میذاری مذهبی ها . اهنگ ایندیلا برای فرانسوی دوست ها؟ اعتماد به سقف حدی دارد عایا؟ +یادش بخیر ایندیلا گوش میدادیم وقتی تو هنوز داشتی طراحی میکردی چطوری با چادر آرایش ملایم دلبرانه بکنی....

    ادامه مطلب
  • حد وسط نداریم!

  • نیلوبلاگ

    لیبرال های ایرانی از غربی ها لیبرال تر. فمینیست های ایرانی از انها فمینیست تر. مسلمانان ایرانی از اعراب مسلمان تر. مارکسیست های ایرانی از کمونیست های شوروی مارکسیست تر. درود بر این ملت غیور #تمدن 2500 ساله...

    ادامه مطلب
  • من و هامونم.

  • نیلوبلاگ

    داریوش مهرجویی یک جایی توی مصاحبه گفت "هامون زده" شده ام . اینقدر هی نگویید هامون هامون. حکایت من با این ویدئویی که شیر کردم هم همین است. دیگر حالم به هم میخورد از اینکه هی اکانتم نوتیفیکیشن بیادی بالا که باز برده اند شرش کرده اند. البته همه اینها از شهوت زیادی است. اینها دو تا دختر روس دیدند دارند فارسی شعر میخوانند مثل تمام چیزهای دیگر این هم حشریشان میکند. به همین سوی چراغ! ...

    ادامه مطلب
  • دانشگاه علوم پزشکی! شهید بهشتی!؟

  • نیلوبلاگ

    در تمام دنیا عرف است که وقتی بناست نامیدبرای یک دانشگاه علوم پزشکی انتخاب شود اگر ایالتی و فدرال باشد که به عنوان دانشگاه دولتی با نام ایالت مورد نظر از آن نام برده میشود و اگر هم بنا باشد نام کسی برآن گذارده شود نام یک پزشک را برای آنجا انتخاب میکنند . حالا کسی میتواند برای من بگوید ربط نام شهید بهشتی برای دانشگاه علوم پزشکی چیست؟ مثلا این تصویر یکی از پزشکان بنام اروپاست در ووردی دانشگاه اصلی پزشکی . تصور بکنید مجسمه کسانی که نام دانشگاههای بعضا پزشکی به نام انهاست بخواهد نصب شود! منظره مورد نظر فکر نمیکنم منطقی باشد یا حتی عاقلانه! اگر نگوییم بسیار...

    ادامه مطلب
  • اینستا گرام هم حریم خصوصیست!

  • نیلوبلاگ

    اکانت اینستا گرام وقتی پرایوت است یعنی یک حریم شخصی است! وقتی مثلا اسم کسی را پیدا میکنید در اینستا گرام که میشناسید و او هیچ صحبتی با شما نکرده راجع به فالو کردن یا فالو شدن! یا بپرسد اکانت اینستا داری!شما به محض اینکه نامش را دیدی فالوئس نکنید! که بعد از طریق شما 1..2..3..10..15...20....نفر از دوستان مشترک دیگر درخواست فالو ریکوئست بدهند! من اکنات اینستا گرامم برخلاف فیسبوکم که کاملا آزاد است و همه دوستانم هم آنجا را میشناسند فقط برخی دوستانی که بیشتر میپسندم را فالو کرده ام و ایضا فالو بک حتی بیشتر دوستان غیر ایرانی ام یا یک جمع گزینش شده تقریبا! اما یک خانومی ...

    ادامه مطلب
  • در شب کوچ تو دلهره ایست ویرانگر....

  • نیلوبلاگ

    مدل برخی کلاسها در دانشکده های مختلف به صورت پلکانی است طبقات بالا تر از همدیگر قرار می گیرند. طبقه بالای بالا مینشست. کلاه سیو شرتش هم مدام روی سرش بود. یکی از دانشجو های ساکت و آرام . با چهره ای که به دختر های 12 ساله میخورد تا 22-3 ساله. کاری به کار کسی نداشت فقط میخواست با هم دوست باشند . استاد سر کلاس آمد : متاسفانه من امروز باید خبر بدی رو به شما بدم. یکی از همکلاسهای شما به اسم مارینا هفته قبل خود کشی کرده" . مارینا کاری به کار کسی نداشت فقط میخواست دوست باشند.........

    ادامه مطلب
  • دار و ندار من حسین

  • نیلوبلاگ

    داد میزد. نعره میکشید. همه وجودم تویی. همه کسم تویی. بی تو میمیرم آقا.توی سر و صورتش میزد. خودش را زخمی میکرد. بچه های کم سن و سال که تازه موهای صورتشان به نرمی رشد کرده بود با شال سیاه که دو دور خورده بود به دور گردن یا پیراهن های یقه آخوندی که نماد مذهبی شدن بود دور و برش را گرفته بودند. وقتی هم که نماز میخواند گردنش را به سمتی کج میکرد حالا چپ یا راستش فرق نمیکرد مهم خشوع بود که باید در برابر پروردگار نشان داده شود . صاد صراط را میکشید حالت غمگینی در نماز به خودش میگیرفت که هر انسانی به ان حال غبطه میخورد. خیلی از بچه ها حتی نماز را بهش اقتدا میکردند. حاجی خ...

    ادامه مطلب
  • یاد باد انکه زما وقت سفر یاد نکرد

  • نیلوبلاگ

    حقیقت ماجرا این است که آدمها "اکثرا" وقتی همدیگر را "کامل" میشناسند احتمال جدا شدن از همدیگر قوت میگیرد. شاید بهتر است همیشه در هاله ای از ابهام برای همدیگر باقی بمانیم. شاید نمایاندن "همه چیز" به همدیگر کار را خراب میکند؟! شاید اگر همه چیزمان را با هم شریک نشویم و به قول داستایفسکی عریان به مصاف حقیقت (همدیگر) نرویم بیشتر کنار هم /باهم بمانیم. اما من هربار Reader را میبینم یک برداشت جدید از آدمها و ارتباطاتشان با یکدیگر برایم حاصل میشود. اولین بار که ان شب بارانی تاریک یکشنبه ماه اوریل وقتی توی تاریکی شب با کسی که کاملا اتفاقی با هم همراه شده بودیم و کوچه پس...

    ادامه مطلب
  • عشق راهرویی

  • نیلوبلاگ

    توی مک دونالد قرار گذاشته بودیم که در باره یک موضوعی صحبت کنیم . گفت " اگه تمایل داشتید من دیگه خونه نمیرم از کلینیک میام اونجا ببینیم همدیگر رو" موافقت کردم. چند دقیقه ای از برچسب زدنهایش به دختر هایی که از نظرش باعث جداییشان بودند نگذشته بود که اشکش سرازیر شد. گفت بعد از دوسال آشنایی یک روز صبح بیدار شدم دیدم عکسهایش را برایم فرستاده. نوشته منِ واقعی اینطور هستم. میتوانی تحمل کنی؟ روبرویش نشسته بود و گفته بود من نمیخواهم به تو خیانت کنم فردا شرمنده بچه های آینده ام و مادرشان شوم. اشک بود که جاری میشد و دیگران هم که زبان ما را نمیفهمیدند فکر میکردند لا...

    ادامه مطلب
  • وقت خواب است و دلم پیش تو سرگردان شد....

  • نیلوبلاگ

    داشتم متن لکچر را آماده میکردم . گفت کمی بلند تر عزیزم . گلویی صاف کردم و و به صورتش خیره شدم که متن را بخوانم. تازه متوجه رنگ چشمانش شده بودم. یعنی در تمام این مدت من چنین چشمان سحر آمیزی را چطور ندیده بودم؟ اما برای من فرقی نمیکرد. عهدی با خود بسته بودم و بران عهد هم ماندم.رویم را برگرداندم شروع کردم به ادامه شرح کیس مورد نظر......باز هم وقتی در یکی از شکولاتنیتسا های نزدیک دانشگاه بودیم. رویش را برگرداند گفت آن خانه را میبینی؟ خیلی قشنگ است ولی تنهایی نمیشود ساختش. اگر دوست داشته باشی یکی اش را با هم میسازیم. گفتم انرژی آدم یک جایی تمام میشود مثل شارژ بات...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    لعنت به تمام قانونای دنیا | لعنت به تمام خاطرات | نازم به حسن مطلع | کتابخوان ترین مردم دنیا | هاروارد مک دونالد | هاروارد مك دونالد | روشنفکری در ایران | روشنفکری در ایران معاصر | بحران روشنفکری در ایران | میزگرد روشنفکری در ایران معاصر